همه چیز برا ی خنده و فیلم کوتاه ....
جک....خنده....مطالب جالب....
شنبه 12 آذر 1390برچسب:, :: 18:14 :: نويسنده : مهران سلگی
جوک 1 . غضنفر میره کتابخونه، داد میزنه یه ساندویچ بدین با سس اضافه. آقاهه بهش میگه: آقا! اینجا کتابخونه هست. غضنفر میگه: ببخشید… بعد یواش در گوش آقاهه میگه: یه ساندویچ بدین با سس اضافه!!!
جک 2 . سرگذشت یک شلوار در اصفهان شلوار"شلوارک"شرت"دم کنی"دستمال".دستگیره"نخ دندون!!!
جوک 3 . غضنفر از یه دختره می پرسه اسم شما چیه؟ دختره می گه اسم من توی تمام باغچه ها هست. غضنفر می گه: آهان فهمیدم، شلنگه ؟!!!
جک 4 . غضنفر داشته شامپو رو بدون آب میمالیده رو سرش، میگن چرا بدون آب؟ میگه آخه روش نوشته برای موهای خشک!!
جوک 5. غضنفر میره کولر بخره، فروشنده ازش میپرسه: کولر آبی بدم؟ غضنفر میگه: فرقی نمیکنه، آبی نداری قرمز بده!!
جک 6 . غضنفر میفته دنبال دختره با سنگ میزنه توسره دختره. دختره بهش میگن دیوونه چی کارمیکنی ؟ میگه خوب مختو زدما !!!
جوک 7 . پسره میره خواستگاری، پدر عروس میگه مهریه دخترم صد بشکه بنزِینه! پدر داماد میگه پسرم! پاشو پاشو بریم یک دختر گازِسوز پیدا کنیم!!!
جک 8. یک روز یک خانومی میره گل فروشی می گه یک گل می خوام با ظرافت با طراوت زیبا خوشگل خوشبو خوش رنگ مثل خودم صاحب مغازه میگه یک شاخ گل میمون بردار برو!!!!
جوک 9. از غضنفر می پرسن از اینکه همسرت را عزیزم خطاب می کنی چه احساسی داری؟ میگه احساس گناه! میگن چرا؟ میگه آخه اسمش یادم نیست!!! جک 10. بچه ها توی کلاس داشتند سر و صدا می کردند که ناظم میاد تو با عصبانیت میگه: اینجا طویله است؟ یکی از بچه ها می گه: نه آقا اشتباهی آمدید!!!
جوک 11. حیف نون یه آینه رو زمین پیدا می کنه. برش می داره، عکسش می افته توش، میگه: ببخشید نمی دونستم مال شماست!!!
جک 12. مردی می ره پیش کشیش تا اعتراف کنه. می گه: من در زمان جنگ جهانی دوم به یک مرد در خانه خودم پناه دادم. کشیش می گه: خوب این که گناه نیست! مرد می گه: ولی من بهش گفتم برای هر یک هفته ای که در خانه من بمونه باید ۵ دلار بپردازه. کشیش می گه: درسته که کارت خوب نبوده، ولی تو با نیت خوبی این کار رو انجام دادی. مرد می گه: اوه! متشکرم! خیالم راحت شد. فقط یه سوال دیگه… کشیش می گه: بگو فرزندم. مرد می گه: آیا باید بهش بگم که جنگ تموم شده؟
جوک 13. اقدامات امنیتی گوووزیدن!!! ۱. زل زدن به چشم اطرافیان ۲. حفظ اعتماد به نفس ۳. تلاش برای پراکنده سازی بو ۴. تکذیب هرگونه اتهام در این مورد ۵. ترک هرچه سریع تر از محل حادثه
جک 14. تو شهر غضنفر اینا برای اولین بار چرخ فلک نصب می کنن. غضنفر به شهرداری زنگ می زنه می گه دستتون درد نکنه، از وقتی پنکه بزرگه رو نصب کردین هوا خیلی خنک شده!!!
جوک 15. غضنفر شهردار می شه، صبح زود برای افتتاح پروژه ساختمانی می ره عصر می شه … « شب می شه … ولی خبری ازش نمی شه . نصفه شب خاک آلود و خسته می ره خونه زنش می پرسه: کجا بودی تا این وقت شب ؟ غضنفر می گه: والله موقع کلنگ زدن، مردم ... تشویقم کردن، منم یواش یواش بدنم گرم شد و زیر زمینش رو کندم !!! نظرات شما عزیزان:
|
درباره وبلاگ به وبلاگ خودتون خوش آمدید آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان |
|||
![]() |